كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
663
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ ميراث برد امامت و حبورت از من و ميراث گيرد علم و حكمت را از آل يعقوب بن اسحاق عليهما السلام يا يعقوب بن ماثان برادران عمران كه پدر مريم بوده وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا و بگردان فرزند مرا اى آفريدگار من شايسته و پسنديده كه تو از قول و عمل او راضى باشى بعد ازين دعا سر به سجده نهاده تضرع مىفرمود كه نداى كرم ربانى وعده به اجابت دعاى او فرمود يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ اى زكريا ما بشارت مىدهيم ترا بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى به پسرى نام او يحيى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا نيافريديم مر او را پيش ازو هم نامى در زاد المسير آورده كه وجه فضيلت او نه ازانرويست كه قبل از وى كسى مسمى بدين اسم نبوده چه بسيار آدمى بدين وجه پيدا مىشود كه پيش ازو مسماى او نبوده باشد بلكه فضيلت او آنست كه حق تعالى به خود تولى تسميه او نموده و به پدر مادر حواله نهفرمود امام ثعلبى آورده كه ذكر قبل از ان فرمود كه بعد ازو كسى بظهور خواست آورد كه او را به چندين اسم خاص اختصاص دهد و اسم سامى او را از اسم همايون فرجام خود مشتق سازد شعر و شق له من اسمه ليجله * فذو العرش محمود و هذا محمّد بيت اى خواجه كه عاقبت كار امت است * محمود از ان شد است كه نامت محمد است و گويند مسمى بمعنى تشبيه است يعنى مثل او نيافريديم در آنكه هرگز عصيان و قصد عصيان ازو ظهور نرسيد قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ گفت زكريا اى خداوند من چگونه باشد مرا پسرى وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً و هست زن من نازاينده وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا و به درستى كه رسيدهام از بزرگسالى به تباهى و نحافتى و ضعف اعصاب و قوى ، اين سخن از روى استعلام فرموده نه بطريق استبعاد يعنى ما را جوان خواهى ساخت يا هم درين پيرى رايت قدرت خواهى افراخت قالَ گفت فرشته بامر خداى تعالى كه اى زكريا كَذلِكَ همچنين است كه تو گفتى از پير و ضعيفى اما قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ گفت خداى تو كه اين كار كه آفريدن فرزند است درين سن ازين دو شخص بر قدرت من آسان است وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ و به درستى كه بيافريديم ترا پيش از يحيى وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً و نبودى تو چيزى يعنى معدوم صرف بودى ترا موجود گردانيدم پس من كه ترا از عدم بوجود آوردهام قادرم بر ايجاد فرزندى از دو پير - زكريا عليه السلام ازين بشارت مسرور شد اما ندانست كه عنقريب وجود خواهد گرفت يا بعد مدتى بظهور خواهد رسيد قالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً گفت زكريا اى پروردگار من گردان براى من آيتى يعنى بنماى مرا علامتى كه به آن قرب وقوع اين واقعه معلوم گردد قالَ گفت خداى مر زكريا را آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ نشانه تو آنست كه سخن نتوانى گفت با مردمان ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا سه شبانروزى پىدرپى بهم پيوسته يا قادر نباشى بر تكلّم در حالتى كه سوىّ الخلق و تندرست باشى آوردهاند كه در همان اوقات زبان او در دهان او بزرگ شده بر وجهى كه تحريك را مجال نماند .